|
چه كسي چه گلي دوست داره ؟ نجار گل ميخك دندانساز گل مينا سارق گل شب بو چشم پزشك گل مژه منجم گل كوكب قصاب گل گل گاو زبان روزنامه فروش گل كاغذي پارچه فروش گل اطلسي مسئول باغ وحش گل ميموني و من . . . . گلي را كه بوي تو رو بده حالا شما برام بگين چه گلي دوست دارين ؟ + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 9:14 توسط حنا |
صداي شکستنم را نشنيدي ؟ تا کي به اميد فرداي پر از مهرباني فال بگيريم با حافظ ؟ تا کي از فرصت استفاده کرده يک دل سير گريه کنم لابه لاي باران ها ؟ صدايت از دفتر دلم پاک نشده است . . . و خط خطي هاي نگاهت ! آنقدر آه کشيدم و نگاه کردم به ابرها چشمانت خيال گفتن رازي را دارد . . . که لبهايت طفره ميروند شايد راز رفتن است و جدايي شايد هم تنفر بگو . . . درخلوت يلداي ام بگو تا من از دلواپسي و گورها از تنهايي به در آيند . . . پرسه مي زنم ميان دلتنگيهاي خويش تداعي ميکنم خاطره ها را عشق را کم و بيش !!! شايد گره از اندوهم گشوده شود با ته مانده طاقتي لمس ميکنم زندگي ساطور شده را و خود را که در چک چک سلولهايم پير مي شوم هنوز بر لبهايت ننشسته نوشيدي ام و من کيش شدم و تو مبهوت و مات !!! هيهات از بازي روزگار . . . هيهات !!! آنگاه که دانستم روزي برايم خاطره اي خواهي شد به زندگي لبخند زدم و به عشق سوگند خوردم چهره ژوليده ام را در آينه مي بينم فکر ميکنم که آنقدر با خودم صميمي شده ام که بگويم مرگ بر اعتماد . . . طعنه هاي عقرب گونه ات هم عشق را از چشمم نينداخت به من آموخت عشق بايد الهي باشد و بس . . . !! گاهي اوقات خود را گم ميکنم . . . مثل حالا اما صدايي انگشت به دهان ميگويد : فکر ميکنم شما را جايي ديده ام ! اما نميدانم مگر سواد ندارند روي پيشاني من که نوشته شد صاحب اين عکس سالها قبل مرده است تو هم مسافري عجول بودي که نخوانده رفتي تجربه آخرين قصه که بدون هيچ صدايي با خيالي که ديگر رنگ نداشت . . . . + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 8:48 توسط حنا |
اگه دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگي هات گريه کن . براي اينکه کسي اشکا تو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو . ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکا تو مي بينه . حالا فهميدي چرا آب دريا شووره ؟! + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 10:42 توسط حنا |
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟ جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري ، قلب ميزارم که جا بدي ، اشک ميدم که همراهيت کنه ، و مرگ که بدوني بر ميگردي پيشم + نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387 14:51 توسط حنا |
|